جغد شب

جغد پر می‌زند و در شب واژگانِ جادو می‌خواند

جغد شب

جغد پر می‌زند و در شب واژگانِ جادو می‌خواند

جغد شب

سلاله‌ی اساطیر؛ هلن

پنجشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۷، ۰۹:۳۲ ب.ظ

هلن، ای تو زیباروی فریبای فسانه‌ای و تو ای جنگ‌افروز اساطیری، که به سیمای تو مه‌جبین هزاران کشتی از برای جاودانگی در قاب تاریخ، بر دریای گیسوان سیاه تو بادبان گشودند و به محراب تو، بهر التفاتی چند، فرزندان ارشد خود را به قربانگاه کشانیده، سربریدند.

از برای تو بود که رویین‌تنان در ساحل مسلخ به خاک و خون درآمدند و به ضرب تیر غیبی بر پاشنه یا که دو چشمان یا زوبینی بر کتف از پا فتادند. آنان که روزی در خون اژدهایان و چشمه‌ی پیغمبران و رود مردگان غسل می‌کردند، در گورِ تا به لب غرق خون غلتیدند و خفتند.

 آسمانیان به زمین آمدند،  ایزدان با هم به نزاع برخاستند و خواهران و برادران یکدیگر را دشمن داشتند. برج‌وباروهای سربه‌فلک ساییده‌ی ایلیوم بسوختند تا در کرانه‌ی صخره‌ای اقیانوس آغوش تو، برج فانوسی باشند در هنگامه‌ی طوفان‌های اعصار.

تو معشوقه‌ی خام و بوالهوس فسانه‌ها چه سبزه‌ها که سرخ نکردی، چه زنان که بیوه نساختی و چه قهرمانان که به عالم اسفل نفرستادی. تو چه آرزوهای ناکامی را که به سگان دوزخی نخوراندی و مغز چه جوانان رشیدی را که خوراک مرگ‌ایزدِ ماردوش نکردی.

از برای تو بود که عاشقی ده‌ها سال ادیسه شد و در دریاها سرگردان شد و با غولان حریف شد و خود افسانه شد و آخر به ایتاکا نرسید. تو و تو با آن کرشمه‌ی اهرمنی در طول تاریخ جنگ‌ها افروختی و شهرها سوزاندی و کشتی‌ها غرقه کردی و نیل را خونین ساختی.


هزاران هزار سال بعد، کسان در محضر شیطانی در پس پرده داد زنند: این است آن رخسار که هزاران کشتی را به دریا افکند؟

  • آرائیل

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی