جغد شب

جغد پر می‌زند و در شب واژگانِ جادو می‌خواند

جغد شب

جغد پر می‌زند و در شب واژگانِ جادو می‌خواند

جغد شب

نیازها

دوشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۷، ۱۰:۰۸ ق.ظ

تو شاید غمگینی و شاید داری گریه می‌کنی و شاید شانه‌ای برای تسلی می‌خواهی و به من نیاز نداری. تو شاید تنهایی و شاید کسی را نداری و شاید خودت هم نمی‌دانی کجایی و به من نیاز نداری. تو شاید یکی دیگر را داری و شاید او را نداری و باز هم به من نیاز نداری.

تو به من نیاز نداری، می‌دانم تو به من نیاز نداری اما به زندگی چرا. تو به من نیاز نداری اما به این حس چرا. به من نیاز نداری اما صرفاً به بودنی ساده چرا. نیاز نداری به من اما به نیاز چرا. نیاز تو نیازی بوده که بی من برآورده شده اما این نیاز چرا؟

تو به من باز هم نیاز نداری و نمی‌دانم به چه نیاز داری اما در این لحظه اینجایم و نمی‌توانم از خودم بگریزم. هرچند به من نیاز نداری و شاید کسی دیگر را داری و نیاز تو این نیاز نیست باز هم نمی‌توانم از تو بگریزم.

تو به من نیاز نداری اما من به خودم چرا.

  • آرائیل

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی