جغد شب

جغد پر می‌زند و در شب واژگانِ جادو می‌خواند

جغد شب

جغد پر می‌زند و در شب واژگانِ جادو می‌خواند

جغد شب

پایان

سه شنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۱۲ ب.ظ

 


دریافت

 

*ترجمه‌ای از آهنگ Ending از Isak Danielson

***

رسیده‌ایم به پایان راه، نمی‌گذارد چشم بگذارم بر هم، نمی‌گذارد بخوابم به شب... بیا و رهایم مکن.

 

سالیان است می‌گوییم با هم، سالیان است می‌نگریم آفتاب را. نویسم و پرسد، گویم خوبم... فقط بیا و رهایم مکن.

 

زمانی آمد که تو بودی یگانه،

یگانه تو بودی،

یگانه تو.

 

شاید که من باشم تو را تنها بها، شاید که تو باشی فروغ این شب‌ها

حتی وقتی من افتاده‌ام ز پا، تو ایمان بیاور کوشش مرا.

شاید می‌شد که چکامه‌ای باشیم، شاید می‌شد که خُنیایی آموزم

تو نقش زنی این داستان را و من سواری گیرم امواج را.

 

رسیده‌ایم به پایان راه، نمی‌گذارد به آغوش گیرم او را تنگ و پرسم حالش را... بیا و رهایم مکن.

 

هزاران قدم رفته‌ایم به پس، این «خداحافظ» تو آیه‌ی یأس، حال که می‌اندیشم آن دوران را، من... التماس کنمت بیا و رهایم کن.

 

زمانی آمد که تو بودی یگانه،

یگانه تو بودی،

یگانه تو.

 

شاید که من باشم تو را تنها بها، شاید که تو باشی فروغ این شب‌ها

حتی وقتی افتاده‌ام ز پا، تو ایمان بیاور کوشش مرا.

شاید می‌شد که چکامه‌ای باشیم، شاید می‌شد که خُنیایی آموزم

تو نقش زنی این داستان را و من سواری گیرم امواج را.

 

ولی زندگی را هرگز نیست به این راه

زندگی را هرگز نیست به این راه

مرا کشید به بال خود و حال من هستم رها

نه، زندگی را هرگز نیست به این راه

زندگی را هرگز نیست به این راه

 

شاید که من باشم تو را تنها بها، شاید که تو باشی فروغ این شب‌ها

حتی وقتی افتاده‌ام ز پا، تو ایمان بیاور کوشش مرا.

شاید می‌شد که چکامه‌ای باشیم، شاید می‌شد که خُنیایی آموزم

تو نقش زنی این داستان را و من سواری گیرم امواج را.

 

سواری گیرم امواج را...

  • آرائیل

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی