جغد شب

جغد پر می‌زند و در شب واژگانِ جادو می‌خواند

جغد شب

جغد پر می‌زند و در شب واژگانِ جادو می‌خواند

جغد شب

روزنوشت #1

سه شنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۴، ۰۲:۲۱ ق.ظ

از روزنوشت‌هایی که شاید هم شب‌نوشت هستند.


به زبان آوردن افکار (یا که نوشتنشان) همیشه دشواری خود را دارد؛ سخت است افکاری را که خودت هم نمی‌فهمی به زبان (یا قلم) بیاوری.

1# اندوه دوستان آدم، اندوه خودش است؛

2# از پست و بلند ترجمه‌ی روزی 4700 کلمه؛

3# پیتزای نیمه‌شب؛

4# بعضی‌ چیزهای کوچک آدم را آزار می‌دهد؛ حس اینکه کسی خودش را برتر از بقیه بداند؛

5# صبحت با دوستان مجازی؛

6# شبی که تازه شروع شده.

  • آرائیل

نظرات  (۲)

بیشتر بنویس مرد بزرگ.. بهنامی که می شناسم، حرف نگفته زیاد دارد. بال بگشا پسرم!
پاسخ:
چشم دختری‌ام... بال می‌گشایی‌ام!
مرد بزرگ!
پاسخ:
ابر بهاری!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی